باهم بدون هر
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
موضوع: باکره گی دستان ات را ب کلمه ای آلودی اگر اگر، دستی می شود کنار هر و هر، کلمه ای فقط دستان تو را آلوده است. من چند بار برای ات زبان در آوردم تو امّا فقط دست ام را دیدی دست ام را نوشتی و چشم ام را از قضا چپ افتاده بود کنار خودش و هر بار من بودم و هر بار تو می نوشت ایم با دست هم
خیزش حرف ها.. شورش کلمه ها
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
موضوع: برگشت ام ب راه خودم ب اول راه ب آی کلاه گم کرده در هم این راه... برگشت ام ب خودم ب اول خودم ب کلاهی که الف بر سرم گذاشت اول راه... کنار حرف، چند راه باز می شود ب راه و حرفی با دو چشم درشت می لغزد کنار کلمه ای کلمه ای که افتاده روی خودش و با الف بدون کلاه جمع می کن اد کلمه را
ترجمه شعر"فاصله" با هم کاری عزیزان ام: مرجان کولی نیا و طراوت واله
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 0:57
Between me & me Objects & I Watching & I Something between distance & I Objects, possible To watch, possible You, possible It's possible, there's no distance, possible If I'm full of you full of objects full of watching and full of me We go...through all of distances between us We fly separately fro...
فاصله
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 15:10
فاصله میان من و من من و اشیاء من و دیدن... چیزهایی میان من و فاصله اشیاء می شود دیدن می شود تو می شود و می شود فاصله ای که نیست می شود... پر از تو اگر می شوم از اشیاء از دیدن از من در میان این همه فاصله از هم.. می رویم از هم.. می پریم از هم می شویم و آن "که"، "چه" میان من، تو، اشیاء، دیدن، فاصله می ...
خودی ها و بی خودی ها
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 15:10
من برعکس نشسته بودم توی قاب عکس همه از عکس من عکس می گرفت اند دست یک نفر افتاد روی من از قاب افتادم بیرون... رفت ام توی یک قاب قدیمی پای عکس ها نشست ام این بار شکل خودم بودم انگار خودی ها بی خود از دست من دست می کش ایدند یک نفر بی خودی خودش را برعکس من خودی جا زده بود یک اشتباه تاریک خانه ای در خانه...
برای دختر گل ام لی لا بهرامی
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 15:10
گاهی نگران خودم می شوم گاهی نگران خود من می شود میان دو من میان دو خود یک ویرگول از نگرانی ام می کاه اد مثل زمانی که تنهایی دنبال تو راه می افت اد و تصمیم می گیری گوشه ای درون خودت مخفی شوی می خواهی برگردی به شریعت زبان ات... به یقین که تو را از خودت دزدید من را از خودم و شک را از ذهن آشوب گر ذرّات....
عاشق انه ی من و تو
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 15:10
ب من نگاه می کنی که نیست ام من که نیست ام کسی نیست ام ب کسی نگاه می کن ام که نیست تو که نیستی کسی نیست... پشت هر جایی هر که بود رفته بود من مانده بودم و تو کنار جایی رو ب روی هر جا من که بودم تو کسی نبودی و کسی پشت هر جایی که بود با من نبود یک روز تو با من از جایی که رفته بودم می آمدی دست ام را ب مو...
حرف های منفعل
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 15:10
حالی یا یا من ب حال ام یا که هر به این چون این به، به ب من هرگز نی آی اد... داشت ام با حال ام زم زمه می کردم پای ام لغزید درون خودم افتادم از زمین چون پرنده ای سقوط می کن اد در خویش پروازی ب رنگ بال در خودم کش ایده می شدم. تو را دیدم درون من دنبال خودت می گشتی آدم های درون ام در تو حلقه می زدند انگش...
ستاره ها.. رنگ ها.. شماره ها
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 15:10
رنگ ها با چند اسم رنگ می شوند هر رنگ صدایی ب نام خودش.. فریاد می شوم شماره می شوم برای صداها.. رنگ ها و از خودم بریده.. بریده.. می ریزم سرخ با صدای خودش.. نقش می زن ام سبز با رنگ خودش.. حال می برم سفید نام تو است بر تن من! ب هر رنگ صدایی زنگ زده ام الف را ب یای هر صدایی که می کشی بی صدا ریخته ام... ...
کلاه میان دو الف
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 15:10
لذت "بخش" دارد "یا" در من پخش می شود یا بخش... بخش "یا" ندارد لذت دارد که پخش می شود بخش دوم لذت در هم این بخش پخش ام کرده در خودش... الف تا شده است تا یا تا میان دو ران ام فاصله افتاده است "یا" یک بخش دارد کش ایده می شود پخش "یا" اما ندارد الف کلاه اش بخش دارد بخش کلاه ندارد "دارد" خودش لذت را "برد...