رباعی - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 17:04
چشمی دارم نشسته درتاریکیروحی زنگاربسته درتاریکیدنبال خودم درون خود می گردمچون آینه ای شکسته درتاریکی-----------------------------------------چندی ست خبرندارم از فالِ خودمبدجور گرفته حال ام ازحالِ خودمچون سایه که پشتِ سایه ای پنهان استدرآینه می گردم دنبالِ خودم"خیری"
رباعی ها - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 17:04
من (از)ها را ب (یا) نشان می دادمبا (تا) و (که) و.. ب حرف جان می دادموقتی که شما در پیِ معنا بودیدمن با (از) و (آن) صدا اذان می دادم---------------------------------------با حرف مرا کلافه کردی رفتی(سی
چند خطی های سه - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:21
"هیچ" ها را کنار هم می چین ام هربار بزرگ تر می شود. این کلمه با هر جمله ای جمع شود فاعلی از شکل می افت اد! ------------------------------- شعر جمله ی بسته ای ست با هر حرف شاعر زبان اش بازتر می شود
انزلی - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:21
من، مردِ خوش از صدایِ این شهرم مَرا بِ خویش بخوان آی بندر! بندرِ کوچه هایِ مِه وُ باران وُ دِل هُره بندرِ بِرکه هایِ آرامِ شعر وُ خاطِره... مَرا بِ قایق هایِ شکسته وُ کَرجی بان هایِ خَسته ات بِرسان
متولدین لحظه های نحس - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:21
تقدیم ب دوست خوب همیشه ام: صحرا دل دار روزی من را نشانِ من دادند و من ازعمق چشم خود فروافتاد. جهان فقط چشم بود و نگاه ذهن ها، تاریک و سیاه بیرون ازمن دست هایی روی ایده ازتن مرگ هرنقطه از آسمان- چ
بانوی جهان های من - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:21
می خواه ام ببوسم ات با لب هایی چروک ایده و متلاشی درون خویش می خواه ام لذت بوسه های ام تو را ب تخی یلات زنانه ات نزدیک تر کن اد ب روزهایی که فقط عشق بود و تو بودی و من روزهایی که هر تنی از من را
کتاب نقد - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:21
اخیرن کتاب نقد و بررسی شعر دهه ی هشتاد توسط منتقد،شاعر و نویس انده ی خوب جناب رجب بذرافشان روانه ی بازار کتاب شده است. دراین کتاب نمونه های موفق شعر این دهه از نگاه منتقد مورد بررسی قرار گرفته و تفا
گذشته و حال شاعری - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:21
ب من گفتی: شاعر! رفت ام بالای درختی نشست ام روی دنده های خودم برگ بزن ام کلمه کلمه بر تن شعر... ( من روزی هر کسی بودم چند حرف ام را برداشت اند شدم شماره ی حرف های خودم امروز ب هر شماره ای می رس ام ح
رنگ پرواز - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:21
من و تو دوبال بودیم که درهرپرواز بالای هربال دورمی شدیم ازهم هرباردرختی می کش ایدیم برای نشستن پرنده ای پرمی کش اید ازما ومن پرمی ریخت ام درتو هرچه رنگ بود وتو برگ می ریختی درمن ازهربال بال بال بال
کجایی رفیق ام... رفیق ام کجایی!؟ - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:21
بامنصورخورشیدی که خیلی زود پرکش اید و تنهای مان گذاشت! منصور زود رفت یا من خیلی دیر رس ایدم...دوربودن ازفضای مجازی من را ازبیش تر دوستان ام دورکرده است. چه طورباورکن ام نبودن این بزرگ مرد و ب مع
تاریخ حرف ها - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:21
یک بارمی خواه ام حرف ها راروی هم بچین امچون دیواریازخودش برود بالاتا برس اد ب آن سوی خودشوحرف های صدادار راب زن های پشت دیوار ببخش امکه بی صدادربسترهای شانبا کلمه هایی ناقصب مفهوم می رس اند... چشم ها
سایه ها - تاریخ: 1397/2/30 ساعت: 15:36
موضوع:   کسی کنار دیواری ایستاده و دست بر سایه ای &
چشم های آبی - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
موضوع: جسم تاریک ام را امروز ب خاک مال ایدند من هنوز در خودم بودم و تو، با طلوع آن چشم های آبی ات من را از خودم بیرون کش ایدی یک بار شنیده بودم: مرده ها را بعد از مرگ هم می کش اند و من از مرگ ترس ایده بودم... امروز، چهره هایی که می شناخت ام یکی یکی از جسم ام گریخت اند چون دیوانه گانی
قار قار - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
موضوع: فاصله ی میان دو لب را با چند هجا پُر کن تا بریزد صدا از هر صدای تو: "هی هی کجا کجا رفتی زکوی ما" می روی ب گوشه ای یک پرده دورتر از دشتستان ب دیلمان و من، چند کوه پایین تر نشسته ام چشم ام ب راه تو... آمدن ات دیده ام بار بار با دهان ات که: قار قار صدایی که جا مانده در دهان دیگ
خیزش درخت - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
موضوع: داریم می ریزیم از نگاه دریده ی هم ریز ریز بر پوست کش ایده ی خیابان ها با حنجره های مان بم زیر بم زیر زیر و بم صدا را ب هم می دوزیم. با انگشت هایی کش ایده تر از درخت بر تن هم می روی ایم و شاخه می زن ایم می ریزیم و دوباره برگ برگ و سبز می روی ایم از رگ های هم... دوباره درخت شد
حرف های عاشق - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
موضوع: کلمه ای از بام یک شعر من افتاد پایین دو جای حرف اش مو برداشت البته کلمه ای شیک بود و کمی سر، ب هوا... در این میان کلمه ای هم بود که حرف نداشت و لاب لای شعرهای ام دنبال حرف های خودش می گشت. من روی بعضی حرف ها چشم گذاشته ام و بعضی دیگر کلاه تا کلمه های شعرم، با هم عاشقی کن اند و
در و دیوار - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
موضوع: من، دیواری شده است پشت در هر بار از خودش روی ایده و آوار می شود روی خودش هربار... من، از درِ روی ایده روب روی خودش یک بار بیرون شد و هربار، دست می شود روب روی در و تکه تکه خودش را می چین اد روی هم... دیوار و در خیره ب هم هربار و دیگر، هم آن چیزهای دیگر است من را دیوار تو را در
حرف های تکراری - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
موضوع: برگ درختی که می ریخت در گوشه ای ب پای خودش و درخت حرف هایی که با من می رویید با تو کلمه ای شد، چند حرفی برگ برگ رنگ مان کرد ب شکل خودش... مدتی ست دنبال خودم می گردم بدون حرفی که وصل ام کن اد ب جمله ای بدون برگی که بدوزدم ب شاخه ای شای اد سایه ای بدون صاحبی! دارم دنبال کسی می
این و آن.. من و دیگری - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
موضوع: یکی این بود یکی آن هر دو یکی بودن و آن که هرگز کسی نبود، من بودم! کسانی حرف در می آوردند برای این کسانی حرف ها را ب هم می بافت اند برای آن من اما، حرف نداشت ام... این و آن در گذشته های دور و نزدیک خود نشانه ای شده بودند برای حرف گاهی برای من حرف در می آوردند گاه برای دیگری اما خودشان
ترجمه شعر فاصله ب هم راه نقد شعر - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 2:29
درود دوستان: شعری از من با عنوان فاصله و نقد شعر توسط خانم "طراوت واله، دانش جوی رشته ی فیزیک هسته ای، با هم کاری خانم مرجان کولی نیا" دکترای زبان انگلیسی" صورت گرفته است که در ذیل اصل متن ترجمه را می خوان اید. باسپاس فراوان از این دو عزیز بزرگ وارم! Between me & me Objects & I Watching & I Somethin...

برچسب‌های مرتبط

فاصله شهرها | فاصله ها | فاصله تهران تا اصفهان | فاصله تهران تا مشهد | فاصله تهران تا همدان | فاصله تهران تا تبریز | فاصله زمین تا خورشید | فاصله تهران تا رشت | فاصله تهران تا شیراز | برای دختر گلم