برگشت ام ب راه خودم
ب اول راه
ب آی کلاه گم کرده در هم این راه...
برگشت ام ب خودم
ب اول خودم
ب کلاهی که الف بر سرم گذاشت اول راه...
کنار حرف، چند راه باز می شود ب راه
و حرفی با دو چشم درشت
می لغزد کنار کلمه ای
کلمه ای که افتاده روی خودش
و با الف بدون کلاه
جمع می کن اد کلمه را با کلمه ها!
اول بار هرچه حرف بود ریخت ایم روی هم
ریخت ما ریزش کرد درون خودمان
بعد خیزش حرف ها بود و شورش کلمه ها
و ما که با ریخت حرف، ب شکل رس ایدیم.
کلمه از ما آغاز شد، از اول حرف
با الف بدون کلاه
بعد کلاه را ما گذاشت ایم بر سرش
تا ب شکل خودمان ب حرفی رس ایده باش ایم.
حرف ها در آغاز صدایی نداشت اند
صدای شان را ما در آوردیم
و گذاشت ایم سر راه
سر ب راه که شدند
هر کدام ب شکلی و با صدایی ب حرف در آمدند
و حرف ما از اول هم این بود:
آی با کلاه
آیی که کلاه اش کج است
و آیی که کلاه اش بر سر ماست!
مرداد96
برچسب:
نویسنده: رها محمدپور