فاصله ی میان دو لب را
با چند هجا پُر کن
تا بریزد صدا
از هر صدای تو:
"هی هی کجا کجا
رفتی زکوی ما"
می روی ب گوشه ای
یک پرده دورتر
از دشتستان ب دیلمان
و من،
چند کوه پایین تر
نشسته ام
چشم ام ب راه تو...
آمدن ات دیده ام بار بار
با دهان ات که: قار قار
صدایی که جا مانده
در دهان دیگری
اما لبان ات با تو بود
این بار!
صدای ات پشت کوه های دیلمان
این فاصله از میان دو لب
با چند هجای دهان پُرکن
ب من رس اید:
"هی هی برو برو
جانان من نی آ"
بی تو مهتاب شبی باز
باز
باز...
گذشت ام!
تیر96
برچسب:
نویسنده: رها محمدپور