خرید بک لینک
موضوع:

جسم تاریک ام را امروز ب خاک مال ایدند

من هنوز در خودم بودم

و تو،

با طلوع آن چشم های آبی ات

من را از خودم بیرون کش ایدی

یک بار شنیده بودم:

مرده ها را بعد از مرگ هم می کش اند

و من از مرگ ترس ایده بودم...

امروز، چهره هایی که می شناخت ام

یکی یکی از جسم ام گریخت اند

چون دیوانه گانی از بند خویش

اما تو مانده ای

با هم آن چشم های آبی

که روزی در من جا گذاشته بودی

این که از خود نرفته ام هنوز

جسم بند چشمان تو بوده ام...

امروز تکه های ام را تشریح می کن اند

و من در هر تکه ام

جسمی از تو را

بر شانه می برم.

پزشکی قانونی اعلام می کن اد: مرگ، طبیعی!

اما بخش هایی از من خواب رفته است

و دکتر نمی دان اد...

از خودم بر می خیزم

و با چشمان تو

خورشید را سیاه می کن ام

تکه ای از خودم را ب خاک می بخش ام

تکه ای را ب تو

و مرگ را

پشت دیوارهای شیشه ای

جا می گذارم!

تیر96

خیری



برچسب: نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

صفحه بندی